بررسی نظامی-راهبردی اندیشکده مسائل ایران: اسرائیل برای ضربات نهایی آماده می شود

جنگ ۱۲ روزه یک‌باره و بدون توافق و حتی گفت‌وگویی ناگهانی متوقف شد. در حالی‌که بر وجود میانجی‌گری‌ها و گفت‌وگوهای پشت‌پرده تأکید می‌شود، اما نشانه‌ی معناداری برای توقف جنگ دیده نمی‌شود. بیش از آن‌که آتش‌بس موقت فرصتی برای توافق باشد، برای تجدید قوا و ارزیابی طرح‌های جنگی و برنامه‌های سیاسی مرتبط با آن است. اسرائیل در سامانه‌های ضدبالستیکی (پیکان) کمبود موشک داشت. ادامهٔ پروازهای جنگنده‌ها نیز دشوار شده بود. بنابراین یک وقفه می‌تواند هم بازیابی تسلیحاتی و هم بازیابی توان رزمی با تأکید بر نیروی هوایی برای اسرائیل باشد و شاید در این مدت بر توان دفاعی پشتیبان (به‌ویژه تاد) نیز افزوده شود. بازدارندگی جمهوری اسلامی با تکیه بر موفقیت موردی تهدید و آسیب «خیبرشکن ۲» نیز به‌نظر بی‌معناست.

اما شاید برای فهم دقیق‌تر آیندهٔ این جنگ باید چند نکته را بررسی کرد. اسرائیل با حمله به قلب تهران و تحقیر و آسیب شدید به توان نظامی جمهوری اسلامی، زخم بزرگی به حکومت تهران وارد کرده است و دیگر نمی‌تواند تصور کند که حکومتی زخمی را رها کرده و از این به‌بعد با آرامش و اطمینان در اسرائیل به وضعیتی بدون جنگ و درگیری فکر کند. جمهوری اسلامی به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی رسمی تروریسم در این منطقه، حتی اگر نتواند از ظرفیت موشکی برای آسیب به اسرائیل استفاده کند، از همه ظرفیت تروریستی برای این آسیب استفاده خواهد کرد. سیاست بازدارندگی جمهوری اسلامی به‌عنوان یک حکومت با دسترسی به منابع مختلف و همچنین موقعیت جغرافیایی مناسب، علاوه‌بر بسته‌ای از برنامه موشکی، برنامهٔ هسته‌ای و نیروهای نیابتی در منطقه، به تهدید تروریستی و ایجاد ناامنی و اخلال در منطقه (به‌ویژه علیه کشورهای عربی و همچنین تجارت انرژی) و تهدید غیرعلنی به ایجاد موج‌های تروریستی در تمام جهان، مبتنی بوده است. چیزی که نگرانی اول جهان است و با توجه به نگرانی‌ها از موج‌های مهاجرت پناهجویان تشدید نیز خواهد شد.

پیش‌بینی از ادامهٔ جنگ نیاز به فهمی از ذهنیت نظم غربی از تحولات جهانی و منطقه‌ای دارد. نظم پس از ۷ اکتبر در خاورمیانه تغییرات جدی داشته است. تصور از توان نیروها دگرگون شده است. مهم‌تر از آن، نگاه به «سیاست مهار» و «سیاست تغییر» نیز تغییر کرده است. سال‌ها سیاست مهار جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی (پراکسی‌ها) به شکست انجامیده است و در یک سیر شتابان از تحولات، با پیش‌گرفتن «سیاست تغییر»، وضعیت امن‌تر و بهتری در (اسرائیل، لبنان و سوریه و حتی عراق) ایجاد شده است. اما همهٔ مسیرها به تهران ختم می‌شود. حتی پس از حل مسئله در یمن، هنوز نمی‌توان بدون تغییر در تهران امیدی به پایداری نتایج در این چند ماه داشت.

برخی معتقدند که با نابودی برنامهٔ غنی‌سازی جمهوری اسلامی و تضعیف برنامهٔ موشکی و نابودی توان پدافندی جمهوری اسلامی، می‌توان به مهار در نقطه‌ای دیگر امید داشت و نیازی به تغییر بزرگ از مهار به تغییر نیست. این نیروها با اشاره به پایان عصر خامنه‌ای و نیروهای وفادار هسته‌ای و نظامی‌اش، امید دارند که مهار در نقطه و شرایط دیگر را با میانجی‌ها و توافق‌های جدید به‌دست آورند. گویا پس از نابودی برنامهٔ هسته‌ای، امکان توافق با جمهوری اسلامی بیشتر شده است. اما در نقطهٔ مقابل، بیشتر کسانی که ماهیت نظام سیاسی و بنیان‌های مشروعیت و سازماندهی (سرکوبگرانه) حکومت در ایران را می‌شناسند، تأکید می‌کنند که در این شرایط، بهترین زمان برای پیش‌گرفتن «سیاست تغییر» است. حتی اگر این تغییر محدود به تغییر رفتار (ساختاری) به‌جای تغییر نظام باشد.

اکنون لحظهٔ تصمیم است. روسیه و چین توان و تمرکزی برای جلوگیری از روند تصمیم‌های بزرگ در خاورمیانه ندارند، گرچه کوشش‌هایی خواهند کرد. کشورهای عربی و سایر کشورهای منطقه نیز تا اینجا از روند تغییرات استقبال کرده‌اند و علیرغم ثبات‌دوستی آن‌ها، از روند کنترل‌شدهٔ تغییر شدید و نظامی خوشحال و خوشحال‌تر خواهند شد.

ترامپ نیز امیدهایش را از پایان زود جنگ روسیه با اروپا (در اوکراین) از دست داده است. نظم جهانی در حال تغییر است. روندهای تکنولوژی، سرمایه و جمعیت اقتضائاتی فراتر از اراده‌های سیاسی دولت‌ها دارد و نیاز به تصمیم‌های بزرگ دارد. خاورمیانه نیز در مسیر «سیاست تغییر» آینده‌ای روشن‌تر خواهد داشت. با همهٔ دشواری‌ها، لحظهٔ تصمیم رسیده است. اقدامی که اکنون می‌تواند انجام شود، در آینده مهیا نخواهد شد.

روند تحولات نظامی نیز از عملیات محدود «روزهای پاسخ» تا جنگ ۱۲ روزهٔ «طلوع شیران» نشان می‌دهد که جنگی که آغاز شده است، در ابتدای مسیر قرار دارد. مرحلهٔ سیاسی این جنگ با تداوم مرحلهٔ نظامی و امنیتی آن آغاز می‌شود. حملاتی که احتمالاً تا چند هفتهٔ دیگر از سر گرفته می‌شود، همچنان با تکیه بر توان نیروهای هوایی اسرائیل پیش می‌رود. تردیدی در همکاری ایالات متحده و شاید بریتانیا با اسرائیل وجود نخواهد داشت. کشورهای عربی همچنان برای در امان‌ماندن از آتش جنگ تلاش می‌کنند. اما با توجه به گسترده‌ترشدن دامنهٔ جنگ (با توجه به آغاز مرحلهٔ سیاسی جنگ) شرایط سخت‌تری ایجاد خواهد شد. نگرانی‌های اسرائیل از تاکتیک موشکی جمهوری اسلامی (حملات متعدد با موشک‌های محدود تا رسیدن به مرحلهٔ چند حمله با موشک‌های پرشمار – در وضعیت شکننده‌تر سامانه‌های پیکان و تاد) با این وقفه در جنگ برطرف شده است.

در مرحلهٔ سیاسی، جهان مجبور به انتخاب «سیاست تغییر» خواهد بود. حذف یا عدم حذف خامنه‌ای در این شرایط، انتخاب‌ها در «سیاست تغییر» را مشخص خواهد کرد. با وجود خامنه‌ای هیچ امکانی برای «تغییر رفتار» و توافق‌ها وجود نخواهد داشت. حذف دیگر مقامات و ممانعت از تشکیل مجلس خبرگان و ادامهٔ اقدامات جدی علیه نهادهای سرکوب (ثارالله، یگان ویژه، گردان‌های سرکوب سپاه و بسیج – امام علی) نیز می‌تواند در کنار اقدامات نمادین دیگر (مانند حمله به مقرهای سیاسی و رسانه‌ای و هک‌های گسترده) تعیین‌کننده باشد.

شاید همچنان وضعیت اپوزیسیون ملی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی تعیین‌کننده‌ترین عامل باشد. عاملی که ترجیحش پیروزی انقلاب ملی است تا شکست جمهوری اسلامی از ائتلاف غربی و دریافت قدرت از آن‌ها. اگر در تحولات پیشین سیاسی در ایران خیابان نیمه‌فعال می‌شد و نبود همراهی جهانی و نبود نیروی جایگزین قدرتمند مانع از تغییر می‌شد، این‌بار ارادهٔ جهانی و اپوزیسیون قدرتمند از خیابان و اعتراض سراسری پیشی گرفته است. در این‌جا باید دید که ایده‌ای برای انتقال قدرت (گذار و انقلاب) پس از (خیزش و) اقدام یک جمعیت بزرگ وجود دارد. جمعیت بزرگی که پس از خشم بزرگ، سازماندهی بزرگ یا اختلال بزرگ برای تسخیر قدرت حرکت کرده است. یا این‌که تغییر وفاداری (ریزش) رخ نمی‌دهد و تسلیمی به سبک ژاپن پس از جنگ جهانی دوم (درهم‌شکستن ارادهٔ نظامی و زانو زدن مقامات سیاسی) یا شکستی همچون آلمان یا عراق (البته با تفاوتی که این‌بار می‌توان بدون حضور و حرکت در کل سرزمین، مستقیم در قلب پایتخت این اتفاق بیافتد) رخ می‌دهد.

بنابراین می‌توان همچنان برخی اراده‌های محدود برای جلوگیری از سیاست تغییر نظام را در این میدان رصد کرد و متناسب با آن پیش‌بینی‌های متفاوتی هم داشت. اما شیوهٔ تسلیم شکست (که همان مدل تغییر است) را باید جسورانه‌تر پیش‌بینی کرد. موانعی چون تغییرات درون ساختار و تغییرات وفاداری (نظامی‌ها) را ارزیابی کرد. مسئلهٔ دیگر هم زمان است. گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آغازکننده بود. اکنون نشست بعدی و ارجاع به شورای امنیت مهم است. البته شاید اروپایی‌ها با توجه به دغدغه‌هایشان، شرط فعال‌سازی مکانیسم ماشه (اسنپ‌بک) را تعویق در مرحلهٔ دوم جنگ قرار داده باشند. این هم تعیین‌کننده است.

اما می‌توان با همهٔ این موارد، ادامهٔ جنگ را ضروری و قطعی دانست. تنها دربارهٔ شدت و زمان آن باید گمانه‌زنی و تحلیل کرد. شاید هم اخباری بتوان از هر یک از بازیگران اصلی یا بازیگران دیگر این میدان به‌دست آورد. جنگ بزرگ شروع شده است. اگر تکنولوژی‌ها و نامتوازن‌بودن ابزارهای جنگی نبود، یک ماه گذشته هر روز هزاران کشته در پی داشت. اما ویژگی‌های جنگی مدرن موجب شده است که شرایطی متفاوت و هدفمند مرحله‌ای از جنگ داشته باشیم. درواقع برای مردم، جنگ فقط عملیات‌ها را در بر دارد. در حالی‌که در گذشته جنگ پیوسته وجود داشت و عملیات‌ها همهٔ جنگ نبود. گرچه هنوز در ایران شرایط عادی نشده است.

Total
0
Shares