در کدام موقعیت هستیم: ۱۲۹۹ و یا ۱۳۵۶

ماهیار رادفر- اندیشکده مسائل ایران

تا مدتی پس از انقلاب ۵۷ این پرسش در جامعه ایران مطرح بود که باید به فضای پیش از انقلاب بازگشت یا نه؟ انبوه خبرهای مربوط به «ضدانقلاب» که رسانه‌های انقلابی در ایران منتشر می‌کردند نیز نشان‌دهنده این فضاست.
با این حال اکنون از آن انقلاب ۴۷ سال گذشته است و تاخیر پیاپی در کنار گذاشتن جمهوری اسلامی فضایی جدید آفریده است. در سال ۵۷ ایران قوی‌ترین نیروی هوایی منطقه، ارتش مجهز و اقتصادی قدرتمند در اختیار داشت. وفاداران به شاه فقید بی‌دریغ و عاشقانه ایران را دوست داشتند و هم شاه و هم آنان میان کنار گذاشتن قدرت و آسیب خوردن ایران (به زعم خود) اولی را انتخاب کردند.

ایران امروز کشوری است بدون نیروی هوایی، فاقد پدافند موثر و بدون برق و آب. فساد اداری تا بن نیروها را دربرگرفته و گروه‌های سیاسی داخل جمهوری اسلامی در نوسان میان چین، روسیه و جدیدا ایالات متحده آمریکا مشغول مذاکره و اعلام وفاداری‌اند. اصولگرایان اصلاح‌طلبان را به نوکری غرب و اصلاح‌طلبان اصولگرایان را به نوکری شرق متهم می‌کنند، هر دو نیز کمابیش درست می‌گویند با این نکته که کشورهای خارجی نیز به آن‌ها وقعی نمینهند.

بدون کوچکترین تعارف باید وضع فعلی را دید: رییس جمهور فعلی (پزشکیان) گرایش‌های تجزیه‌طلبانه دارد و به گفته خودش از میراث ایران و ایرانی بیزار است. بقیه اهالی قدرت جمهوری اسلامی نیز به کرات بیزاری خود را از ایران بیان کرده‌اند.

موقعیت امروز بیش از آن که به سال ۱۳۵۶ نزدیک باشد به ۱۲۹۹ نزدیک است. اگر رضا‌شاه کبیر از حجم اتهاماتی که روانه او می‌شد می‌ترسید، اگر اطرافیان او به مانند برخی نیروهای سربه‌هوای فعلی سودای نصیحت‌های نامربوط و ادا و اطوارهای ضد جنگ را داشتند ایران نجات پیدا نمی‌کرد.

در ۱۲۹۹ ناجیان ایران اراده‌ای مستحکم و پولادین داشتند و به هر شکل ممکن و با هر ابزار در دسترس ایران را نجات دادند. بدون این اراده ایران درگیر آشوبی ابدی می‌شد که جان شهروندانش را تا دهه‌ها تهدید می‌کرد.

ملی‌گرایی ایرانی روضه‌خوانی نیست، ملی‌گرایی ایرانی واقعیت را به همان زشتی که هست می‌بیند: حاکمیت ملی ایران در خطر نیست، حاکمیت ملی ایران از بین رفته است و باید بازگردانده شود، استقلال ایران در خطر نیست، استقلال ایران از بین رفته و باید احیا شود.
نیروی نظامی توانمند و قابل توجهی وجود ندارد و کشور یکسره در خطر تجاوز انواع نیروهایی است که در تاریکی خاورمیانه زیست می‌کنند.
آگاهی ملت تنها در تصویر آینده درخشانی نیست که خواهد آمد، بلکه دقیقا به درک شرایط بی‌ثبات فعلی مربوط است که در آن حضور دارد.

واقعیت تلخ آن است که ایران در مرحله ۱۲۹۹ قرار دارد و نه ۱۳۵۶. و از این روست که بیش از هر زمان دیگری به قدرت رسیدن رضاشاه دیگری محتاج است. اگر آخرین فرصت‌های نجات ایران را از دست بدهیم آیندگان این سرزمین از تمام نقاط آن جز لعنت بر ما نخواهند فرستاد، هر اندازه که انشاهای زیبای ضد جنگ و از توسعه فرهنگی پیش از توسعه سیاسی بنویسیم.

Total
0
Shares